ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)
90
فلسفه نهضت حسينى (فارسى)
كسى نكشيدهايم . هرگز ! هيچوقت ما چنين كارى نخواهيم كرد . ما جان و مال و فرزند خود را فداى تو خواهيم نمود و در ركاب تو خواهيم جنگيد و در مقدرات تو شريك خواهيم شد . خدا نكند كه ما پس از تو زنده بمانيم . ساير اصحاب حسين عليه السلام نيز بپاخاسته و با تأكيد به آن حضرت اطمينان دادند كه به قيمت جانشان از آن حضرت دفاع خواهند كرد . . . . امام حسين عليه السلام و همراهانش تمام شب را به عبادت گذراندند و از خدا تقاضاى عفو و رحمت مىكردند و با مناجات اشك مىريختند . يك دستهء چند نفرى از سواران دشمن اطراف خيمههاى امام را محاصره كرده بودند . روز جمعه دهم محرم ، عمر بن سعد با لشكرش آمادهء جنگ شد . افراد وابستهء به امام حسين 32 سرباز سواره و 40 سرباز پياده بود . پرچم در دست برادرش عباس بن على بود . همين كه قواى دشمن جلو آمد ، امام عليه السلام دستش را براى دعا و نيايش به سوى آسمان بلند كرد . پس از آنكه دشمن نزديكتر آمد ، بر شترى سوار شد و قرآن را در دست گرفت و به دشمن چنين خطاب كرد : اى مردم ! گوش دهيد ! بى پروا و نسنجيده نباشيد ، بگذاريد شما را موعظه كنم ، بگذاريد چند كلمه راجع به حقانيت خودم سخن بگويم . اى مردم ! خاندان مرا به خاطر آوريد ، و اندكى فكر كنيد . آيا براى شما جايز است هتك حرمت بنماييد ؟ آيا من پسر دختر پيغمبر شما و پسر عموزادهء او نيستم ؟ آيا سيد الشهداء حمزه عموى پدر من نبود ؟ آيا جعفر طيار عموى من نيست ؟ آيا سخن مشهور